سلام نمی دونم چرا دل من و فاطمه امشب گرفته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اما من امشب دلم بیشتر گرفته چون ساعت ۸ شب مثل سگها یه دفه پریدم به یکی .
بیچاره از کار من مونده بود خیلی از کار احمقانه ی خودم نارا حت شدم
اما دیگه فایده نداشت چون بد جوری با هاش حرف زدم
الانم خیلی دلم گرفته هم به خا طر کارم .هم به خاطر چیزی که هر چقدر با فاطمه فکر می کنیم دلیلشو نمی فهمیم!!![]()
خدایا..........
ای خدا !!!!!!!
صدامو می شنوی؟؟؟
منم همون بنده ی بد و بد قولت ![]()
می دونم نمی خواد بگی به خدا می دونم که خیلی بدم .
اما فقط تویی که راحت می تونم با هات درد و دل کنم فقط خودت
کمکم کن تا این اخلا قمو کنار بزارم و انقدر سریع جوش نیارم .
کمکم کن خدایا........

