تبليغاتX
خاطرات من و تو - نمی دونم چرا اومدم؟؟؟؟؟؟؟
 

دفتر جرم مرا روز جزا باز مکن

                   من به امید عطای تو خطا کار شدم!!!

سلام........

نمی دونم چرا بازم اومدم !!!!!!!!

اخه نمی خواستم دیگه بیام . می خواستم وب و ازگروهیش در بیارم . تا شما بمونید و فاطمه ..........

اما من و فاطمه قول داده بودیم تا اخرش با هم باشیم فاطمه قبول نکرد تا وب و تک نفرش کنیم وگرنه دیگه نمی اومدم.

بازم معلوم نیست تا اخر اخرش بمونم . اخر مجبورم یه روز این وب و اینترنت بازی هارو بزارم کنار. چراشم بماند !!!!خلاصه نمی شه تمام چیزارو نوشت. می فهمید که ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

این چند وقته خیلی اتفاقا افتاد .انقدر شبا فکر کردم . نمی دونم چرا از این فکرا خسته نمی شم .

الانم خیلی دلم گرفته  فکرم  خیلی مشغوله . یه استرسی تو وجودمه نمی دونم واسه چی!!!!!!!!!

تازگی ها  به کسی نمی تونم  حرفمو بگم   غیر از خدا چون کسی غیر اون نمی فهمه حرفامو.

وقتی همه می گفتن .غیر از خدا کسی نزدیک تر از اون نیست. یا تنها همدم و از این حرفا معنیشو  قشنگ حس نمی کردم و اما الان می گم  کسی نزدیک تر از خدا بهم نیست. دلم که می گیره وقتی باهاش درد دل میکنم  تازه معنی این حرفارو می فهمم.

اگر رد می کنی رد کن ولی ما

                   به جز درگاه تو جایی نداریم!!!!!!!

 

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 23:6 توسط تو |