یک عالمه چیز میز نوشته بودم همش پاک شد.....بی ادب
خب اشکال نداره دوباره مینیوسم
دلمون تنگیده بود یه عالمه خیلی وقت بود اینجا از خودمون ننوشته بودیم. بلاخره ادم باید یه جوری خالی بشه دیگه چه جوریشم مهم نیست تازه نمیشه همشم شعر نوشت یه روزی شعرا ته میکشن دیگه
الانم یه خورده خبر و اینا بگم......!!!
بدبخت شدیم رفت........گوشی سانازو مدرسشون گرفت. حالا چی کار کنیم؟؟ همه کار میکنیم ولی ساکت نمیشینیم یعنی سر به دار میدیم ولی تن به ذلت نمی دیم٬ اگه گفتید این جمله از کی بود؟؟گزینه هارو انتخاب کنید.......لطفا
۱(خودم ۲(خودم و خودش ۳(همون ۴(هیچ کدوم
اره دیگه به دلیل تابلو بازیای تو مدرسه گوشی توسط یگ فرد دارای مریضی اسکیزوفرنی گرفته شد اونم با خشونت
ولی من همین جا باید بگم دهکی خیال خام ما بادی نیستیم که با این بیدا بلرزیم
در زمن به همه می گم دعا کنن امپول کزاز زیاد بشه تا اینارو یه جوری درمان کنن با اینکه اثر نمی کنه
خوشبخت شدیم چون داره امتاحانامون شروع میشه٬ اولیشم فردای عید غدیره.......... از همین جا اعلام میشه تجدید.......خدایا به همین سیدیمون رحم کن........مهمونا چتر نشن
خوابم میاد..........کمبود خواب پیدا کردم
خدافظ
برید دیگه

