و آخرین سلام!!!!!!!
من حالم بهتر شده و اومدم .و اما اما اما..............
با یکم تغییر
یک خرده که به درو ورم نگاه کردم دیدم هیچ فاییده ای نداره یه چیزایه دیگه ای مهم تر .یه دل دیگه ای مهم تر! نه سرگرمی من تو شبای بیکار تا بیام پای این کامپیو تر چند کلمه بنویسم....اخه که چی مثلا این جوری دلم وا می شه؟؟؟؟؟؟؟؟ننننننننننننننننننه.
پس بزار کاری کنم تا خودم وجدانم اعصابمو دیگران راحت تر باشه.
من رفتم احتمال ۱۰۰٪ واسه همیشه. اما شایدم بهتون سر زدم شاید !!!این کارمم بستگی داره. (نمی شه همه چیزو نوشت)
اما دیگه خداحافظ
خیلی دو ستون دارم ![]()
خداحافظ
(ساناز)
نمی خواهم کسی با یار من اصلا سخن گوید
گر چه قاصد من باشدو پیغام من گوید
به قبرستان نمی خواهم برود آن سرونازم
مبادا مرده ای زنده شود با او سخن گوید
نمی خواهم یارم دو ستدار دیگری باشد
لحظه ای حتی به فکر دیگری باشد.

سلام نمی دونم چرا دل من و فاطمه امشب گرفته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اما من امشب دلم بیشتر گرفته چون ساعت ۸ شب مثل سگها یه دفه پریدم به یکی .
بیچاره از کار من مونده بود خیلی از کار احمقانه ی خودم نارا حت شدم
اما دیگه فایده نداشت چون بد جوری با هاش حرف زدم
الانم خیلی دلم گرفته هم به خا طر کارم .هم به خاطر چیزی که هر چقدر با فاطمه فکر می کنیم دلیلشو نمی فهمیم!!![]()
خدایا..........
ای خدا !!!!!!!
صدامو می شنوی؟؟؟
منم همون بنده ی بد و بد قولت ![]()
می دونم نمی خواد بگی به خدا می دونم که خیلی بدم .
اما فقط تویی که راحت می تونم با هات درد و دل کنم فقط خودت
کمکم کن تا این اخلا قمو کنار بزارم و انقدر سریع جوش نیارم .
کمکم کن خدایا........
سلام.........
مثلا قرار بود من برم
اما این فاطمه سرش تازگی ها جایی گرم شده دیگه سر به این وب بدبخت هم نمی زنه![]()
این چند وقته خیلی شلوغ پلوغ شده .خیابونا ٬عروسک فروشی ها٬پر از دختر پسر شده.
اره خوب ولنتاین دیگه ٬ تو سال که یروز بیشتر روز عشق نیست . بزار این جونا حال کنن. ما که پیر شدیم![]()
![]()
![]()
![]()
یکی از دوستام رفته برای دوست پسرش یه شیر خریده ![]()
.یال شیر شبیه مو های دوستمه
.هیکل شیر هم مثل رفیقشه![]()
خلا صه تفکیک شده از جفتشونه . خیلی اذیتش کردم .بیچاره خودشم به این نتیجه رسید.
اما منم ولنتاینو به همه ی شما دوستای گلم پیشا پیش تبریک می گم
دوستای گلم
روز عشقتون مبارک![]()
می دونم باید یکی دیگه بهتون تبریک بگه اما منم تبریک میگم چون دوستون دارم![]()
![]()
![]()
این کادوی کوچولو هم برای شما![]()
![]()

دفتر جرم مرا روز جزا باز مکن
من به امید عطای تو خطا کار شدم!!!
سلام........
نمی دونم چرا بازم اومدم !!!!!!!!
اخه نمی خواستم دیگه بیام . می خواستم وب و ازگروهیش در بیارم . تا شما بمونید و فاطمه ..........
اما من و فاطمه قول داده بودیم تا اخرش با هم باشیم فاطمه قبول نکرد تا وب و تک نفرش کنیم وگرنه دیگه نمی اومدم.
بازم معلوم نیست تا اخر اخرش بمونم . اخر مجبورم یه روز این وب و اینترنت بازی هارو بزارم کنار. چراشم بماند !!!!خلاصه نمی شه تمام چیزارو نوشت. می فهمید که ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
این چند وقته خیلی اتفاقا افتاد .انقدر شبا فکر کردم . نمی دونم چرا از این فکرا خسته نمی شم .
الانم خیلی دلم گرفته فکرم خیلی مشغوله . یه استرسی تو وجودمه نمی دونم واسه چی!!!!!!!!!
تازگی ها به کسی نمی تونم حرفمو بگم غیر از خدا چون کسی غیر اون نمی فهمه حرفامو.
وقتی همه می گفتن .غیر از خدا کسی نزدیک تر از اون نیست. یا تنها همدم و از این حرفا معنیشو قشنگ حس نمی کردم و اما الان می گم کسی نزدیک تر از خدا بهم نیست. دلم که می گیره وقتی باهاش درد دل میکنم تازه معنی این حرفارو می فهمم.
اگر رد می کنی رد کن ولی ما
به جز درگاه تو جایی نداریم!!!!!!!
سلام .........
دیدین ۱۰ روز محرم چه زود تموم شد. انگار همین دیروز بود که داشتن تکیه هارو می زدن.
امشب که رفتیم بیرون قرار بود ساعت ۱۱:۳۰ بریم خونه با اینکه راضی نبودم اما قول دادم سر ساعت برم خونه. داشتیم بر می گشتیم خیابونا خیلی شلوغ بود وقتی چشم به این علامتا و دسته ها افتاد با خودم گفتم شاید امشب شب اخری باشه که دارم دستها رو می بینم اصلا معلوم نیست سال بعد باشم یا نه..........
اما غروب یه اتفاق خیلی جالب افتاد که از خنده نزدیک بودبمیریم
یه پسره می خواست از پله ها بره پائین ما هم چون تو هیئت جا نبود مجبور شدیم رو پله ها بشینیم. پسر بیچاره اومد بره بیرون که یه دفعه قوز پیچ شد افتاد رو پله که دو سه تا پلرو یه دفعه رفت پائین
بیچاره از خجالت مرد. ما ها خیلی خودمونو کنترل کردیم ۲ دقیقه بعد که رفت بیرون. هیئت از خنده ترکید فاطمه انقدر خندید که دیگه از چشاش اشک می اومد. اما خدایش خیلی دلم براش سوخت خدا کنه بیچاره چیزیش نشده باشه.
بیرونم که پسرا بدتر از دخترا شدن.باید مراقب باشی موهاشون یه دفعه تو چشمون نره فکر کنم همشون از ۵ صبح میرن تو ارایشگاه می شینن .ارایشگاه مردونه هم که ماشا... قشنک تر از زنا ابرو بر می داره.
خلاصه اینم از محرم امسالمون بود .نمی دونم تا سال بعد چی می خواد بشه!!!!!!!!!!!!اصلا زنده ایم.........
گاهی وقتها از نردبان بالا می رویم تا دست های خدارو بگیریم.
غافل از اینکه خدا پائین ایستاده و نرده ها رو محکم گرفته که ما نیفتیم.
کاغذ گران می شود
!و شاعر فقیرتر
.......عاشقانه هایم را زین پس
بر حاشیه روزنامه ها خواهم نوشت
!وشاید بر ساندویچ های ناهارو شام
!!!عاشقانه هایی با طعم خیار شور وسهام
خدایا رحم کن
!!!عشق با طعم سهام
![]()
![]()
![]()
اواز عاشقانه ی ما در گلو شکست
حق با سکوت بود صدا در گلو شکست
دیگر دلم هوای سرودن نمی کند
تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست
تا امدم که با تو خدا حافظی کنم
!!!!بغض امان ندادو خدا .........در گلو شکست


و تو بی انکه فکر چشمان من باشی نمی دانم کجا و تا کی وبرای چه ولی
رفتی وبعد از رفتنت باران چه معصومانه باریدوبعد از رفتنت یک قلب دریایی
ترک برداشت وبعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد
بعد از رفتن تو اسمان چشمانم خیس باران شد و بعد از رفتنت انگار حس
کرد من بی تو تمام هستی ام از دست خواهد رفت کسی حس کرد من
بی تو در لحظه هزاران بار خواهم مرد وبعد از رفتنت بغض تلخی را حس
کردم کسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد ومن با انکه می دانم یاد مرا
با عبور خود نخواهی برد هنوز اشفته ی چشمان زیبای تو ام برگرد...ببین که
سرنوشت انتظار من چه خواهد شد وبعد از این همه طوفان وهم و پرسش
وتردید کسی از پشت قاب پنجره ارام و زیبا گفت:تو هم در جواب ان بی
وفایی ها بگو در راه عشق وانتخاب ان خطا کردم ومن در حالتی ما بین
اشک و حسرت وتردید کنار انتظاری که بدون جواب و سرد است ومن در اوج
پاییزی ترین ویرانی یک دل میان غصه ای از جنس بغض کوچک یک ابر نمی
دانم چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
شاید به رسم عادت و پروانگیمان باز برای طراوت ماندن باغ قشنگ ارزو
هایت دعا کنم!!!!!!!!!!!!!![]()
![]()
![]()
گفتمش دل می خری پرسید چند؟
گفتمش دل مال توست تنها بخند
خنده کرد و دل زدستانم ربود
تا به خود باز امدم او رفته بود
دل ز دستش روی خاک افتاده بود
جای پایش روی دل جا مانده بود.......
![]()
![]()
![]()
گفتم به گل زرد چرا رنگ منی
افسرده و غمگین چرا مثل منی
من عاشق اویم که هم بوی من است
تو عا شق کیستی که هم رنگ منی........
و صد افسوس که اینگونه نیستم
حال انسانی هستم که قلبش جایگاه همیشگی قلب توست
جایگاه همیشگی دستانت که با قدرتش قلبم را تکه تکه می کنند
جایگاه همیشگی صدایت که با اهنگش قلبم را می لرزاند
جایگاه همیشگی اغوشت که با گرمی اش قلبم را می سوزاند
و جایگاه همیشگی چشمانت که با نگا هشان قلبم را مجنون تر می کند
و این درد ها را من می کشم نه قلبم
برای قلبی که عاشق باشد این درد ها ارامش است
افسوس که من انسانم واز درد فراق جان می کنم
پس ای کاش به جای قلبم بودم که با دستان پر قدرتت صدای دلنوازت
اغوش گرفتنت و چشمان مست کننده ات به ارامش می نشستم.!!!!!!
![]()
![]()
![]()
برای عزیزترین هم پای لحظه هایم
غریبانه ترین لحظه ی تنهایی خوش
چشمهایم را تقدیم می کنم
تا هیچ گاه به پاکی دوستیمان شک نکنی.......
گفتم تو شیرین منی
گفتی تو فرهادی مگر !!!!!!
گفتم خرابت می شوم
گفتی تو ابادی مگر!!!!!!!!!!
گفتم ندادی دل به من
گفتی تو جان دادی مگر !!!!!
گفتم ز کویت می روم
گفتی تو ازادی مگر!!!!!!!
گفتم فرامو شم نکن
گفتی تو در یادی مگر!!!!!؟؟؟؟؟؟
![]()
![]()
![]()
با زیچه ی دست یار شدن عشق است
در پنجه ی غم شکار بودن عشق است
در محکمه ای که یار باشد قاضی
محکومه ی طناب دار بودن عشق است......
![]()
![]()
![]()
چه دنیای جالبیه یه روز شاد یه روز غمگین
اما دیروز خیلی خیلی روز خوبی بود برای من بهترین روز دنیا.......
تمام روزهای زندگیم توی این چند سال همه به کنار اما ۲۹ ابان ۸۶ یه طرف تمام روزهای دنیارو با این روز عوض نمی کنم![]()
![]()
![]()
نمی تونم بیشتر از این بگم اما امیدوارم همه ی ادما یه روز استثنایی تو زندگیشون داشته باشن تا بدونن اون روز چه قدر قشنگه!!!!!
امیدوارم ........بازم امیدوارم ...........!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟.![]()
![]()
بیشتر از دیروز
کمتر از فردا
بیشتر از خودم
کمتر از خدا
بیشتر از خورشید
عمیق تر از دریا
دوست دارم!!!!!!![]()
بگذار از عشق تو کمتر حرف بزنم
که از عشق تو حرف زدن کاریست
بس دشوار قلم ها می خواهد و زمان ها
بگذار در یک جمله حرف چندین کتاب را بزنم
عشق من به تو تا به حال مانعی بود بین من و مرگ
اگر در زیر خروارها خاک مدفون شوم
باز قلب خاموشم به یاد توست
و دیوانه وار تو را می پرستد...
![]()
![]()
![]()
چه قلب هایی که در خانه اش شکست
علتش سر به مهر ماند
عشق را به جایگاه شهود فرا می خوانم
قیام کنید!!!!!!!!!!!!!!!
می دانی اگر قلبم را بشکنی .خواهم رفت
ولی باز هم باز خواهم گشت
چرا که پیش از این هم تو را بد رود گفته بودم
اما دوباره باز گشتم
بسیار دوستت دارم .آه.......
من انم که تو را می خواهم
اری تو را می جویم
می توانستی بهتر از این سر گرم شوی
به جای انکه دوباره قلبم را بشکنی
این بار می کوشم نشانت دهم کا من وانمود نمی کنم
گمان بردم که در می یابی اگر از تو گریختم
چرا که تو خواستی!!!!!!!!!!!!!!
![]()
![]()
![]()
روی هر سینه سری گریه کند وقت وداع
سر من وقت وداع تکیه به دیوار گریست
ما که رفتیم ولی یادت باشه دیونه بودیم
واسه تو یه عمر اسیر تو کنج این خونه بودیم
ما که رفتیم تو بمون با هر کی که دوسش داری
با اونی که پنهونی سر روی شونش می ذاری
ما که رفتیم ولی این رسم وفا داری نبود
قصهی چشمای تو واسه ما تکراری نبود
ما که رفتیم ولی خوب موندی سر قول و قرار
خوب رها کردی دستامو توی اون بهار
ما که رفتیم حالا تو می مونیو عشق جدید
می دونم چند روز دیگه می شنوم جدا شدین
ما که رفتیم ولی مزد دستای ما این نبود
دل ما لایق این که بزاریش زمین نبود
ما که رفتیم ولی چشم تو عجب نگا هی داشت
جمله های پر عشق تو چه وعده هایی داشت
ما که رفتیم ولیکن قدرتو دونسته بودیم
بیشترم خواسته بودیم ولی نتونسته بودیم
ما که رفتیم تو برو دل بده دست دیگری
به قول حافظ ما هم داریم یه یار سفری
ما که رفتیم تو بشین زیر نگاه عاشقش
ارزوم اینه فقط تلف نشه دقایقش
ما که رفتیم تو برو دنبال طالع خودت
ببینم که سال دیگه کی می یاد تولدت
ما که رفتیم تو بمون با اون که از راه اومده
اون که با اومدنش خنجر به قلب من زده
ما که رفتیم دل ندیم دیگه به عشق کاغذی
لااقل می اومدی پیشم واسه خدا فظی......
دلم تنگ است .دلم تنگ است
دلم اندازه ی قفس تنگ است
سکوت از کوچه لبریز است
صدایم خیس وبارانی ست
نمی دانم چرا در قلب من
پاییز طولانی ست..............
امرز خیلی روز دلگیری بود. اخه (من) رفته شمال .
منم خیلی تنها شدم .امروزم که دلم گرفته کسی ونداشتم با هاش درد دل کنم
اخه کسی نیست بگه !! الان چه وقت شمال رفتن بود!!!!!!!!!!!!!
نمی دونم تا جمعه چند روز برام می گزره!!!!!!!!!
خدا کنه زودتر جمعه بشه..............
![]()
![]()
![]()
نمی خواهم کسی با یار من اصلا سخن گوید!
گرچه قاصد من باشدو پیغام من گوید!
به قبرستان نمی خواهم برود ان سرونازم!
مبادا مرده ای زنده شود با او سخن گوید!
نمی خواهم یارم دوستار دیگری باشد!
لحظه ای حتی بر فکر دیگری باشد!!!!!!!!!!
چقدر سخته!تو چشلی کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید وبه جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داد زل بزنیو به جای اینکه لبریز از کینه بشی حس کنی که هنوزم دوسش داری.
چقدر سخته!دلت بخواد باز سرتو به دیواری تکیه بدی که زیر اوارش تمام وجودت له شده.
چقدر سخته!تو خیالت ساعت ها باهاش حرف بزنیو اما وقتی دیدیش چیزی به جز سلام نتونی بگی.
چقدر سخته!وقتی پشتت بهشه قطره های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور بشی بخندی که نفهمه هنوزم دوستش داری.
چقدر سخته!گل ارزو هایت را در باغچه ی دیگری ببینیو انوقت هزار بار در خود بشکنیو ارام زیر لب بگویی گل من باغچه ی نو مبارک...........
![]()
![]()
![]()
دستهایم دیگر به فرمان خودم نیست
تا سر بر می گردانم نام تو را حک می کنند
باید دستهایم را غل و زنجیر کنم
نمی خواهم غرورم بشکند..............
افسوس !!!!!!!!!!
ان زمان که باید دوست بداریم کوتاهی میکنیم
ان زمان که دوستمان دارند لجبازی می کنیم
وبعد.......
برای انچه از دست داده ایم اه می کشیم!!!!!!!!!
وای..........پریشب یه کاری کردم
فکر کنم دل یکیو شکوندم
. می دونم کارم اشتباه بود اما فقط به خاطر خودش بود.
می خواستم از تو کما در بیارمش دیدن ای واییییییییی چه کردم![]()
حالا نمی دونم باید چیکار کنم !!!!!!!!![]()
چون تا به حال تا اونجایی که تو نستم نزاشتم کسی از دستم ناراحت بشه
اما این از نا راحتی گذشته رسیده به دل .وقتی هم که دل بشکنه.......![]()
![]()
![]()
من اصلا نمی تونم نا راحتی کسی رو ببینم......
حالا چی کار کنم.....![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
قسمت نشد تا در کنار هم بمانیم
قسمت نشد تا در هوای هم بمیریم
تا سرنوشت ما جدایی رو رقم زد
ای یار عاشق از جدایی نا گزیرم
قسمت نشد غمگین ترین اواز خود را
در خلوت معصوم چشمانت بخوانم
صد سوز پنهان مانده در سازم که یک
شب با گریه در چشمان گریانت بخوانم.
ایینه ام چین خورده از رنج جدایی
با تو سرودم نغمه ی این اشنایی!!!!!!!
![]()
![]()
![]()
اوج خوشبختی این است...........
که بدانی کسی.........
دوست دارد!!!!!!!!!!!!
امشب دلم خیلی گرفته.........خیلیییییییییییی
با اینکه روز نسبتا خوبی بود اما نمی دونم چرا یه دفه دپرس شدم
خدایا .خدایا!!!!!!!!!!!!
تو این خدا گفتنام یه دنیا حرفه. هیچکس نمی دونه به جز خودش که روزی صد بار صداش می کنم.
نمی دونم واقعا چه حکمتی داره یه لحظه شاد یه لحظه ناراحت!!!!!!!!
نمیشه چیزی که این
تو هست و گفت اما نتونستم جولوی خودم وبگیرم همینارم نگم.
![]()
![]()
![]()
این دفتر نا چیز که دیوان من است
محصول خیالات پریشان من است
این که هم نقاشی وشعر در ان است
گویای صفات دل گریان من است
شعر برای دل معشوق من است
بی عشق جهان تیره وزندان من است
بی عشق جهان معنی ومفهوم ندارد
عشق است چون حالت عرفان من است
حیف است که گردد به فنا دفتر شعری
این خاطره های شب هجران من است.
کسی مرا نساخت. خدا ساخت
نه انچنان که کسی می خواست
چرا که من کسی نباشم
خدا بود کس بی کسان
در باغ بی برگی زادم
در ثروت فقر غنی گشتم
تا از عشق شرابم نوشاندند
از شعر طعامم دادند
تا حقیقت دینم شد راه رفتنم
خیر خیام شد وکار ماندنم
ودر اخر زیبایی عشقم شد بهانه ی زیستنم.
![]()
![]()
![]()
در این دنیا تک وتنها شدم من
گیاهی در دل صحرا شدم من
چو مجنون که از مردم گریزم
شتابان در پی لیلا شدم من......
![]()
![]()
![]()
پیداست هنوز عاشق نشدی
زندانیه زندان دقایق نشدی
وقتی که مرا از دل خود می رانی
یعنی که تو هیچ وقت عاشق نشدی
زرد است که لبریز حقایق شده است
تلخ است که با درد موافق شده است
عاشق نشدی وگرنه می فهمیدی
پائیز بهاریست که عاشق شده است......
من امشب از فراغ یار گریم
بسان عاشقان زار گریم
رفیق نیمه ره شد یار دیدن
دلم افسرده است بسیار گریم......
از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم
تقصیر کسی نیست که این گونه غریبیم
شاید خدا خواست که دل تنگ بمیریم..
![]()
![]()
![]()
منم یه روز می رم سفر مثل همه مسافرا
پر می گیرم میرم هوا مثل همه پرنده ها
سفر به من امید می ده مثل بعضی از چیزا
مثل عبور از یک نگاه مثل عبادت به خدا......
![]()
![]()
![]()
ان که دائم هوس سوختن ما را می کرد
کاش می امد و از دور تماشا می کرد.
اگر خلوت تنهایی هایم را با یاد تو پر کردم. واگر لحظات تلخ بی تو بودن را با یاد تو شیرین کردم به خاطر این است که من اطمینان دارم به کلام تو.به صداقت تو. به عشق تو.عزیزم!
من همچنان ایستاده ام سر سختانه و منتظر تا تو از راه برسی دشوار است ولی صبر می کنم.
چون در انتها امید وناامیدی تو را دارم و اطمینان دارم که دوست دارم برای همیشه......
انتظار واژه ی غریبی است
واژه ای که روزها یا شاید هم ماه ها ست با ان خو گرفتم
که چقدر سخت است انتظار.
هر صبح طلوعی دیگر است بر انتظار فرداهای من
خواهم ماند تنها در انتظار تو
کمکم کن تا ابد تنها به تو عاشق بمانم
به کوی عاشقی شعر خوش ماندن بخوانم.
![]()
![]()
![]()
دیدی اخرش منو گذاشت و رفت
از زمین قلبم وبرداشت ورفت
دیدی اخرش منو دیونه کرد
واسه رفتن منو بهونه کرد
خیلی سخته اون کسی
که اومدوکردت دیونه
هوساش وقتی تموم شد
بگه پیشت نمی مونه
خیلی سخته اون کسی که
گفت واسه چشات می میره
بره و دیگه سراغی از تو نگات نگیره.
![]()
![]()
![]()
عشق یعنی. واله وشیدا شدن
عشق یعنی. مادر ویعنی پدر
عشق یعنی یک نگاه ویکنظر
عشق یعنی. چشم بر در دوختن
عشق یعنی. در فراقش سوختن
عشق یعنی .زندگی یعنی بهار
عشق یعنی .انتظار و نتظار........
![]()
![]()
![]()
نمی دونم گنجشکهایی که شبیهه هم هستن
چه جوری همدیگرو می شناسن.
و نمی دونم چند نفر شبیهه من هستن
که تو دیگه من و نمی شناسی![]()
دعا کنید ........
واینک خاطرات روزهای با هم بودن می تواند مرحم تنهایی ما باشد![]()
قسم به خدای بزرگ که تنها ترین تنها ترین است وتنها اوست که تنهایی ما را می فهمد تنها تو را دوست دارم ![]()
قسم به خدای خالق عشق که تنها تویی که می توانی تنها ییم را زیر پا بگذاری تنها تویی فقط تو.....
گفتی بمون برا من که عشقا قلابیه
گفتم که قلب پاکت حیف برام بسوزه
گفتی که این قلب من یه عمر که می سوزه
گفتم دلت یه دنیاست دنیای مهربونی!
گفتی که عاشقتم خودت اینو می دونی
گفتم اسیر عشقی عشقی که بی جوابه
گفتی تو هم اسیر باش باور بکن ثوابه
گفتم بدون برا من عشق معنی نداره
گفتی تو عشق من باش انگار دیگه بهاره
گفتم که طعم عشق و از بد کسی چشیدی
گفتی در اشتباهی تو عاشقی ندیدی
گفتم برو که عشقت لایق من نمی شه
گفتی که تنها تویی برای من همیشه
گفتم بدون که انقدر من ارزشی ندارم
گفتی که این ارزشو بالا سرم میزارم
گفتم که ای جوونک تو خیلی خیلی مستی
گفتی تویی عشق من که جام من تو هستی
گفتم که حرفای تو وجودمو سوزونده
گفتی که دیگه اشکی برای من نمونده
گفتم بگیر دستامو که خیلی من اسیرم
گفتی که ای عشق من بزار برات بمیرم
یادت باشه عشق من که خیلی زود تو رفتی
این رو بدون که ای عشق تو لایق بهشتی......
جام بلور تنها یک بار می شکند.می توان شکسته هایش را.تکه هایش را
نگه داشت. اما شکسته های جام . ان تکه های تیز بلند دگر جام نیست.
احتیاط باید کرد همه چیز کهنه می شوند واگر کمی کوتاهی کنیم در
عشق نیز بهانه ها جای هس عاشقانه را خوب می گیرند....
![]()
![]()
![]()
زدم فریاد خدایا این چه رسمی ست
رفیقان را جدا کردن هنر نیست
رفیقان قلب انسانند خدایا
بدونه قلب چگونه می توان زیست؟؟؟؟
خواستم زندگی کنم راهم را بستند
خواستم به سوی مرگ بروم گفتند
مرگ ارادی نیست
از عشق سخن گفتم گفتند گناه است
به شعافی روی اوردم گفتند خرافات است
سکوت کردم گفتند بهانه است
خندیدم گفتند دیوانه است
و حال که حرف نمی زنم می گویند
عاشق است!!!!!
![]()
![]()
![]()
جامه ای بافته ام تارو پودش از عشق
خواستم تا به تو اش هدیه کنم
ام در گوشه باغ لاله ای پنهان
با نسیمی می گفت
جامه عشق بر ازندهی هر قامتی نیست...
امروز دلم خیلی گرفته.بعضی مواقع یک اتفا قایی می افته .
دلم می خواد از خدا بپر سم داری چیکار می کنی ای خدا.
دلم می خواد بگم ادما تحملشون یکی نیست .دیگه بسه.
دیگه تمومش کنه این امتحا نارو. میترسم دیگه نتونم از
این امتحانا سر بلند بیرون بیام.اما بعد که یکمی فکر می کنم
به خودم می گم .تا این جاش تونستم پس با توکل به خدا از این به
بهدشم میشه .اما می گم بسه دیگه .حتی اگر تموم نمشه پس
صبر بده .صبر.........
می گن زیبا ترین عکسها تو تاریک خونه چاپ میشه
پس هر وقت احساس کردی تاریکترین لحظه های زندگیته
بدون خدا داره زیباترین عکس رو ازت می ندازه.![]()
رودها در جاری شدن وعلفها در
سبز شدن معنی پیدا می کنند.
کوه ها و قله هاو دریاها با موج ها
زندگی پیدا می کنند.
و انسان ها همه ی انسانها .
با عشقو فقط عشق
پس بار خدایا بر من رحم کن .
بر من که می دانم بی توانم رحم کن.
باشد که خانه ای نداشته باشم.
باشد که دست وپایی نداشته باشم.
باشد که لباس فاخری بر تن نداشته باشم
اما نباشد.هرگز نباشد که در قلبم عشق نباشد
هرگز نباشد........![]()
آمین....![]()
غروب.........
کسی درد خندیدنم را نفهمید
از ریشه پوسیدنم را نفهمید
چنان ارام واهسته در خود شکستم
که حتی کسی مردنم را نفهمید......
![]()
![]()
![]()
دل از سنگ باید که از درد عشق
ننالد. خدایا دلم سنگ نیست
مرا عشق او چنگ اندوه ساخت
که جز غم در این چنگ اهنگ نیست..
ای ماه........
ای ماه . ارام رو.......
ترسم صدای پایت .بیدارش کند!!!!!!
چیست در زمزمه ی مبهم اب؟
چیست در همهمه ی دلکش برگ؟
چیست در بازی ان ابر سپید؟
روی این ابی ارام بلند.
که تو چندین ساعت .
مات و مبهوت به ان می نگری؟؟
نه به ابر.
نه به اب.
نه به برگ
نه به این ابی ارام بلند.
من به این جمله ها نمی اندیشم.
من به تو می اندیشم
ای سرا پا همه خوبی
تک وتنها به تو می اندیشم
همه وقت .
همه جا
من به هر حال که باشم به تو می اندیشم.
تو بدان. این را تنها تو بدان!
تو بیا.
تو بمان با من. تنها توبمان!!!!
چیست در زمزمه ی مبهم اب؟
چیست در همهمه ی دلکش برگ؟
چیست در بازی ان ابر سپید؟
روی این ابی ارام بلند.
که تو چندین ساعت .
مات و مبهوت به ان می نگری؟؟
نه به ابر.
نه به اب.
نه به برگ
نه به این ابی ارام بلند.
من به این جمله ها نمی اندیشم.
من به تو می اندیشم
ای سرا پا همه خوبی
تک وتنها به تو می اندیشم
همه وقت .
همه جا
من به هر حال که باشم به تو می اندیشم.
تو بدان. این را تنها تو بدان!
تو بیا.
تو بمان با من. تنها توبمان!!!!
گفت ای عاشق دیوانه فراموش شدی
سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد
طولی نکشد تو نیز خاموش شوی.![]()
(راستی سمانه جان منم تولدتو تبریک می گم)![]()
اخر ای دوست نخواهی پرسید
که دل از دوریت چه کشید ؟
سوخت در اتش وخاکستر شد
وعده های تو به دادش نرسید.
داغ ماتم شد وبر سینه نشست
اشک حسرت شدو بر خاک چکید
ان همه عهد فراموشت شد؟
چشم من روشن روی تو سپید
جان به لب امده در ظلمت غم
کی به دادم رسی ای صبح امید؟
اخر این عشق مرا خواهد کشت
عاقبت داغ مرا خواهی دید
دل پر درد فریدون مشکن
که خدا بر تو نخواهد بخشی.
![]()
در دلم ابر تو می بارد عشق
سینه ام داغ تو را دارد عشق
باورم نیست کسی از غم
تو دل دیوانه نیازارد عشق
باورم نیست کسی زخم تورا
بر دل خون شده نگذارد عشق
ان غریقم که نترسد از موج
تن به دریای تو بسپارد عشق.![]()
یکی را دوست دارم ولی افسوس او نمی داند نگاهش می کنم شاید بخواند از نگاه من که او را دوست می دارم ولی افسوس او هرگز نمی داند .به برگ گل نوشتم من تو را دوست می دارم ولی افسوس او گل را بر زلف کودکی اویخت تا او را بخنداند. به مهتاب گفتم ای مهتاب سر راهت به کوی او سلام رسان و گو من تو را دوست می دارم ولی افسوس چو مهتاب به روی بسترش لغزید .یکی ابر سیه امد که روی ماه تابان را بپوشاند .صبا را دیدم و گفتم صبا دستم به دامانت بگو از من به دلدارم تو را دوست می دارم ولی افسوس وصد افسوس ز ابر تیره برقی جست که قاصدک را میان ره بسوزاند .کنون وامانده از هر جا دگر با خود گویم به خدا یکی را دوست می دارم ولی افسوس او هرگز نمی داند؟؟؟
طلب عشق ز هر بی سروپایی نکنیم
![]()
![]()
![]()
زندگی سوختن وساختن است
بی جهت تجربه اموختن است
زندگی کهنه قماری بیش نیست
چه قماری که همش باختن است
![]()
![]()
![]()
اینم از طرف (تو) برای (من)![]()




