کسی مرا نساخت. خدا ساخت
نه انچنان که کسی می خواست
چرا که من کسی نباشم
خدا بود کس بی کسان
در باغ بی برگی زادم
در ثروت فقر غنی گشتم
تا از عشق شرابم نوشاندند
از شعر طعامم دادند
تا حقیقت دینم شد راه رفتنم
خیر خیام شد وکار ماندنم
ودر اخر زیبایی عشقم شد بهانه ی زیستنم.
![]()
![]()
![]()
در این دنیا تک وتنها شدم من
گیاهی در دل صحرا شدم من
چو مجنون که از مردم گریزم
شتابان در پی لیلا شدم من......
![]()
![]()
![]()
پیداست هنوز عاشق نشدی
زندانیه زندان دقایق نشدی
وقتی که مرا از دل خود می رانی
یعنی که تو هیچ وقت عاشق نشدی
زرد است که لبریز حقایق شده است
تلخ است که با درد موافق شده است
عاشق نشدی وگرنه می فهمیدی
پائیز بهاریست که عاشق شده است......
من امشب از فراغ یار گریم
بسان عاشقان زار گریم
رفیق نیمه ره شد یار دیدن
دلم افسرده است بسیار گریم......
به دل امید درمان داشتم در مانده تر رفتم
نیامد دامن وصلت به دستم هر چه کوشیدم
ز کویت عاقبت با دامنی خونین جگر رفتم
ندانستم که تو کی امدی ای دوست.کی رفتی؟
به من تا مژده اوردند من از خود به در رفتم.
مرا ازردی و گفتم :که خواهم رفت از کویت
بلی رفتم ولی هر جا که رفتم دربه در رفتم.
به پایت ریختم اشکی ورفتم.در گذر از من!!
ازین ره بر نمی گردم که چون شمع سحر رفتم
تو رشک افتابی کی به دست سایه می ایی
دریغا اخر از کوی تو با غم همسفر رفتم.
از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم
تقصیر کسی نیست که این گونه غریبیم
شاید خدا خواست که دل تنگ بمیریم..
![]()
![]()
![]()
منم یه روز می رم سفر مثل همه مسافرا
پر می گیرم میرم هوا مثل همه پرنده ها
سفر به من امید می ده مثل بعضی از چیزا
مثل عبور از یک نگاه مثل عبادت به خدا......
![]()
![]()
![]()
ان که دائم هوس سوختن ما را می کرد
کاش می امد و از دور تماشا می کرد.
اگر خلوت تنهایی هایم را با یاد تو پر کردم. واگر لحظات تلخ بی تو بودن را با یاد تو شیرین کردم به خاطر این است که من اطمینان دارم به کلام تو.به صداقت تو. به عشق تو.عزیزم!
من همچنان ایستاده ام سر سختانه و منتظر تا تو از راه برسی دشوار است ولی صبر می کنم.
چون در انتها امید وناامیدی تو را دارم و اطمینان دارم که دوست دارم برای همیشه......
کجا شد ناز اندامت؟کجا شد؟ دریغا شاخه نیلوفرم کو؟
![]()
نگاه چشم بیمارت چه خسته ست کبوترجان!که بالت را شکسه ست؟
کجا شد بال پرواز بلندت؟ سفید خوشگلم!پایت که بست ست؟
ای گل بهار امد و ترانه ساخت دیگر بیا که جای تو خالیست پیش من
![]()
پری بودی و با من راز کردی به ناز و عشوه عشق اغاز کردی
مرا پرواز دادی تا رسیدم کبوتر گشتی و پرواز کردی
انتظار واژه ی غریبی است
واژه ای که روزها یا شاید هم ماه ها ست با ان خو گرفتم
که چقدر سخت است انتظار.
هر صبح طلوعی دیگر است بر انتظار فرداهای من
خواهم ماند تنها در انتظار تو
کمکم کن تا ابد تنها به تو عاشق بمانم
به کوی عاشقی شعر خوش ماندن بخوانم.
![]()
![]()
![]()
دیدی اخرش منو گذاشت و رفت
از زمین قلبم وبرداشت ورفت
دیدی اخرش منو دیونه کرد
واسه رفتن منو بهونه کرد
خیلی سخته اون کسی
که اومدوکردت دیونه
هوساش وقتی تموم شد
بگه پیشت نمی مونه
خیلی سخته اون کسی که
گفت واسه چشات می میره
بره و دیگه سراغی از تو نگات نگیره.
![]()
![]()
![]()
ای همسفر در شبی زیبا به اسمان می نگرم وبر روی ماه صورت تو را تصور می کنم و با تو از خودم حرف می زنم.انگاه که دستان گرمت را بر روی دست های سردم می گذاری طوفانی از اتش در قلبم زبانه می کشدپس بدان..........
تا ابد دوستت دارم..........
وهیچ کس و هیچ چیز نمی تواند ما را از هم جدا کند.ارزو مندم همیشه دوستم بداری و در کنارم باشی زیرا بدون تو قلبم مملو از نقص و کاستیست....!!!!!!
اتش نگاهت ابم کرد.
نمی بینی که چگونه در سرزمین عشق تو فرو می روم.
چیزی از من نمانده و من با گرمی تو.............
دوباره متولد می شوم.!!!
عشق یعنی. واله وشیدا شدن
عشق یعنی. مادر ویعنی پدر
عشق یعنی یک نگاه ویکنظر
عشق یعنی. چشم بر در دوختن
عشق یعنی. در فراقش سوختن
عشق یعنی .زندگی یعنی بهار
عشق یعنی .انتظار و نتظار........
![]()
![]()
![]()
نمی دونم گنجشکهایی که شبیهه هم هستن
چه جوری همدیگرو می شناسن.
و نمی دونم چند نفر شبیهه من هستن
که تو دیگه من و نمی شناسی![]()
دعا کنید ........
من همان غریبه ای هستم که از جاده مه الودی با کوله باری از غم های زیبا تو را زیر لب زمزمه می کنم.
......... دیگر حسی برای وداع نیست اما تو با من وداع میکنی و می روی !!
اینجاست که غمی بر کوله بار غم های زیبایم اضافه می شود
هوا مه الود است زمین سرد است ومن باز همان غریبه هستم!!!!!!
یه شب خوب تو اسمون.....
یه ستاره چشمک زنون.....
خندید و گفت کنارتم
تا اخرش
تا پای جون!!!
ستاره ی قشنگی بود
اروم و ناز و مهربون
ستاره شد عشق منو
منم شدم عشق اون.
اما زیاد طول نکشید
عشق منو ستاره جون
ماه اومد و ستاره رو
دزدیدو برد.............
نامهربون ستاره رفت
و من شدم بی همزبون
حالا شبا به یاد اون
چشم می دوزم به اسمون
دلم می خواد داد بزنم................!!!
این بود قول و قرارمون...........؟؟؟!!!
می دونم قبلا هم این شعرو نوشته بودم..............!!! ولی انقدر قشنگه دلم نیمد
دوباره ننویسمش......... اخه میدونین هر وقت من و تو این شعرو می خوندیم
سرمون رو به اسمون بود و.......ماه و ستاره هارو نگاهمی کردیم . در ضمن شعرش
تلفات زیاد داده..................!!!!!!!!!!!!!!!!
واینک خاطرات روزهای با هم بودن می تواند مرحم تنهایی ما باشد![]()
قسم به خدای بزرگ که تنها ترین تنها ترین است وتنها اوست که تنهایی ما را می فهمد تنها تو را دوست دارم ![]()
قسم به خدای خالق عشق که تنها تویی که می توانی تنها ییم را زیر پا بگذاری تنها تویی فقط تو.....
بی کلاس بازیه اما این روزا بدجوری دل می گیره بهونتون
لرزش دستمو از خط بدم می تونی بفهمی اره تابلو
دوتا حرف انگلیسی اون پایین اول اسم منو اسم تو
چرا تا به هرکی می رسی میگی من از ادمای ناجور و بدم
حیف اون شبا که با اکاردئون تو کوچه سلطان قلبا میزدم
تو هنوزم نمی خوای که راه بیای با منی که بهترین گزینتم
میدونم که خیلی وقت عاشقی خودم اون راز میون سینتم
گل فروش سر چار راه همیشه به تو یک شاخه مجانی میده
میدونی زیر سر منه همش کارایی که شادی انی میده
تازگی شنیدم از دور و برم یه کسی اومده پولدارو تکه
تو هم عاشق خودش شدی نه پول اره قسمته دیگه مبارکه!!
ولی تیر اخرو بدجوری زد پدرت رو اون دیوار نقطه چین
با خط درشت رو قلب من نوشت...........
اگه می شه اینجا اشغال نریزین !!!!!!!
(فکر نکنید شعرش مال خودمه از تو مجله پیداش کردم![]()
)
همیشه در عجب بودم ..........
که چرا در جاده عشق
پا به پایم نمی ایی
حتی وقتی اهسته و پیوسته می رفتم
امروز فهمیدم...................
ریگی که در کفشت بودتو را می ازرد!!؟
(اینم همینطور
)
گفتی بمون برا من که عشقا قلابیه
گفتم که قلب پاکت حیف برام بسوزه
گفتی که این قلب من یه عمر که می سوزه
گفتم دلت یه دنیاست دنیای مهربونی!
گفتی که عاشقتم خودت اینو می دونی
گفتم اسیر عشقی عشقی که بی جوابه
گفتی تو هم اسیر باش باور بکن ثوابه
گفتم بدون برا من عشق معنی نداره
گفتی تو عشق من باش انگار دیگه بهاره
گفتم که طعم عشق و از بد کسی چشیدی
گفتی در اشتباهی تو عاشقی ندیدی
گفتم برو که عشقت لایق من نمی شه
گفتی که تنها تویی برای من همیشه
گفتم بدون که انقدر من ارزشی ندارم
گفتی که این ارزشو بالا سرم میزارم
گفتم که ای جوونک تو خیلی خیلی مستی
گفتی تویی عشق من که جام من تو هستی
گفتم که حرفای تو وجودمو سوزونده
گفتی که دیگه اشکی برای من نمونده
گفتم بگیر دستامو که خیلی من اسیرم
گفتی که ای عشق من بزار برات بمیرم
یادت باشه عشق من که خیلی زود تو رفتی
این رو بدون که ای عشق تو لایق بهشتی......
جام بلور تنها یک بار می شکند.می توان شکسته هایش را.تکه هایش را
نگه داشت. اما شکسته های جام . ان تکه های تیز بلند دگر جام نیست.
احتیاط باید کرد همه چیز کهنه می شوند واگر کمی کوتاهی کنیم در
عشق نیز بهانه ها جای هس عاشقانه را خوب می گیرند....
![]()
![]()
![]()
زدم فریاد خدایا این چه رسمی ست
رفیقان را جدا کردن هنر نیست
رفیقان قلب انسانند خدایا
بدونه قلب چگونه می توان زیست؟؟؟؟
خواستم زندگی کنم راهم را بستند
خواستم به سوی مرگ بروم گفتند
مرگ ارادی نیست
از عشق سخن گفتم گفتند گناه است
به شعافی روی اوردم گفتند خرافات است
سکوت کردم گفتند بهانه است
خندیدم گفتند دیوانه است
و حال که حرف نمی زنم می گویند
عاشق است!!!!!
![]()
![]()
![]()
جامه ای بافته ام تارو پودش از عشق
خواستم تا به تو اش هدیه کنم
ام در گوشه باغ لاله ای پنهان
با نسیمی می گفت
جامه عشق بر ازندهی هر قامتی نیست...
چه شب احیایی شد پری شب! همه پا می شن برن دعابخونن و توبه کنن...حالا ما توبه که نکردیم هیچ بدتر گناهم کردیم .از اون اولی که رفتیم همین جوووووووور وراجی کردیم و حرف زدیم ..... یکی نبود بهمون بگه :خوب خودتون هیچی ما چه گناهی کردیم که باید حرفای چندرغاز شمارو گوش کنیم
واقعا دلم برای کسایی که دورمون نشسته بودن می سوزه!!!!!!!!!!بعدشم وقت قران به سر گفتیم یه خورده ادم بشیم وساکت باشیم......!یک ان دیدیم که افتادی رو مردم وقش قش داری میخندی .جالبه که دیگه هم نمی خوتستی بلند بشی. منم که بی جنبه از اون ور شروع کردم به خندیدن...............فکر کنم اخر مجلس همه داشتن من و تو رو نگاه میکردن !!باز جای شکرش باغی که زود پا شدیم رفتیم............!!!؟؟؟
دل در غم او نشست و جان سوخت ازو
امروز نگاه کن که جان و دل من
جز یادی و حسرتی چه اموخت ازو...........
این چند روزم انقدر سرمون شلوغ بود که اصلا وقت نکردیم به وبمون سر بزنیم خدا کنه تا اخرش این جوری نباشه!!!!!!!!!![]()
