امروز دلم خیلی گرفته.بعضی مواقع یک اتفا قایی می افته .
دلم می خواد از خدا بپر سم داری چیکار می کنی ای خدا.
دلم می خواد بگم ادما تحملشون یکی نیست .دیگه بسه.
دیگه تمومش کنه این امتحا نارو. میترسم دیگه نتونم از
این امتحانا سر بلند بیرون بیام.اما بعد که یکمی فکر می کنم
به خودم می گم .تا این جاش تونستم پس با توکل به خدا از این به
بهدشم میشه .اما می گم بسه دیگه .حتی اگر تموم نمشه پس
صبر بده .صبر.........
می گن زیبا ترین عکسها تو تاریک خونه چاپ میشه
پس هر وقت احساس کردی تاریکترین لحظه های زندگیته
بدون خدا داره زیباترین عکس رو ازت می ندازه.![]()
رودها در جاری شدن وعلفها در
سبز شدن معنی پیدا می کنند.
کوه ها و قله هاو دریاها با موج ها
زندگی پیدا می کنند.
و انسان ها همه ی انسانها .
با عشقو فقط عشق
پس بار خدایا بر من رحم کن .
بر من که می دانم بی توانم رحم کن.
باشد که خانه ای نداشته باشم.
باشد که دست وپایی نداشته باشم.
باشد که لباس فاخری بر تن نداشته باشم
اما نباشد.هرگز نباشد که در قلبم عشق نباشد
هرگز نباشد........![]()
آمین....![]()
غروب.........
کسی درد خندیدنم را نفهمید
از ریشه پوسیدنم را نفهمید
چنان ارام واهسته در خود شکستم
که حتی کسی مردنم را نفهمید......
![]()
![]()
![]()
دل از سنگ باید که از درد عشق
ننالد. خدایا دلم سنگ نیست
مرا عشق او چنگ اندوه ساخت
که جز غم در این چنگ اهنگ نیست..
ای ماه........
ای ماه . ارام رو.......
ترسم صدای پایت .بیدارش کند!!!!!!
چیست در زمزمه ی مبهم اب؟
چیست در همهمه ی دلکش برگ؟
چیست در بازی ان ابر سپید؟
روی این ابی ارام بلند.
که تو چندین ساعت .
مات و مبهوت به ان می نگری؟؟
نه به ابر.
نه به اب.
نه به برگ
نه به این ابی ارام بلند.
من به این جمله ها نمی اندیشم.
من به تو می اندیشم
ای سرا پا همه خوبی
تک وتنها به تو می اندیشم
همه وقت .
همه جا
من به هر حال که باشم به تو می اندیشم.
تو بدان. این را تنها تو بدان!
تو بیا.
تو بمان با من. تنها توبمان!!!!
چیست در زمزمه ی مبهم اب؟
چیست در همهمه ی دلکش برگ؟
چیست در بازی ان ابر سپید؟
روی این ابی ارام بلند.
که تو چندین ساعت .
مات و مبهوت به ان می نگری؟؟
نه به ابر.
نه به اب.
نه به برگ
نه به این ابی ارام بلند.
من به این جمله ها نمی اندیشم.
من به تو می اندیشم
ای سرا پا همه خوبی
تک وتنها به تو می اندیشم
همه وقت .
همه جا
من به هر حال که باشم به تو می اندیشم.
تو بدان. این را تنها تو بدان!
تو بیا.
تو بمان با من. تنها توبمان!!!!
گرفته در بغل چنگی گسسته
من این چنگ حزین را می شناسم!!
دریغا عشق من عشق شکسته...
گفت ای عاشق دیوانه فراموش شدی
سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد
طولی نکشد تو نیز خاموش شوی.![]()
(راستی سمانه جان منم تولدتو تبریک می گم)![]()
اخر ای دوست نخواهی پرسید
که دل از دوریت چه کشید ؟
سوخت در اتش وخاکستر شد
وعده های تو به دادش نرسید.
داغ ماتم شد وبر سینه نشست
اشک حسرت شدو بر خاک چکید
ان همه عهد فراموشت شد؟
چشم من روشن روی تو سپید
جان به لب امده در ظلمت غم
کی به دادم رسی ای صبح امید؟
اخر این عشق مرا خواهد کشت
عاقبت داغ مرا خواهی دید
دل پر درد فریدون مشکن
که خدا بر تو نخواهد بخشی.
سمانه گلم تولدت مبارک................!![]()
![]()
امیدوارم بتونی بهترین راهو پیدا کنی ![]()
![]()
در دلم ابر تو می بارد عشق
سینه ام داغ تو را دارد عشق
باورم نیست کسی از غم
تو دل دیوانه نیازارد عشق
باورم نیست کسی زخم تورا
بر دل خون شده نگذارد عشق
ان غریقم که نترسد از موج
تن به دریای تو بسپارد عشق.![]()
اون موقع بود که به خودم گفتم: ای دل غافل!!!!!عجب کلاهی رفت سرت؟؟؟
(چه جوری ....)چه جوری می خوای دیوونه بازی های اینو تحمل کنی ؟؟اخر سر هم نتیجش این شدکه می بینی.......منم شدم مثل خودت دیوونه و خل وچل.خوب باشه باشه فهمیدم!!
تو داریمنو می زنی !!
ااااااااااا.....(اسمتو بذار جا خالی)
یه ساختمون مثل ساختمونای دیگه .چند تا خونه. روبه روشم یه خیابونه.توحیاتش چهارتا باغچه با گلهای
محمدی و یاس
که هر تابستون بوش همه جا رو پر میکنه .(درخت اکالیپتوس هم داری که هم استرالیایی هم خواص دارویی داره )
بالا سرش یه اسمون پر از ستاره که هر کدومش برای یکیه .اون پر نوره برای من اون کم نوره برای تو.ااااااااااااا یدونه ماه میبینم ؟شما هم میبنیدش؟خیلی خوشگل نه؟همیشه سرش شلوغه !!می دونی چرا ؟؟؟چون ستاره های من وتو دورشو گرفتن![]()
![]()
یکی را دوست دارم ولی افسوس او نمی داند نگاهش می کنم شاید بخواند از نگاه من که او را دوست می دارم ولی افسوس او هرگز نمی داند .به برگ گل نوشتم من تو را دوست می دارم ولی افسوس او گل را بر زلف کودکی اویخت تا او را بخنداند. به مهتاب گفتم ای مهتاب سر راهت به کوی او سلام رسان و گو من تو را دوست می دارم ولی افسوس چو مهتاب به روی بسترش لغزید .یکی ابر سیه امد که روی ماه تابان را بپوشاند .صبا را دیدم و گفتم صبا دستم به دامانت بگو از من به دلدارم تو را دوست می دارم ولی افسوس وصد افسوس ز ابر تیره برقی جست که قاصدک را میان ره بسوزاند .کنون وامانده از هر جا دگر با خود گویم به خدا یکی را دوست می دارم ولی افسوس او هرگز نمی داند؟؟؟
طلب عشق ز هر بی سروپایی نکنیم
![]()
![]()
![]()
زندگی سوختن وساختن است
بی جهت تجربه اموختن است
زندگی کهنه قماری بیش نیست
چه قماری که همش باختن است
![]()
![]()
![]()
اینم از طرف (تو) برای (من)![]()
شاید تو می خواهی مرا در کوچه ها امشب؟
پشت ستون سایه ها روی درخت شب
می جویم اما نیستی در هیچ جا امشب؟
می دانم اری نیستی اما نمی دانم
بیهوده می گردم به دنبالت چرا امشب؟
هر شب تو را بی جست وجو می یافتم اما
نگذاشت بی خوابی به دست ارم تو را امشب
ها...سایه ای دیدم شبیهت نیست اما حیف
ای کاش می دیدم به چشمانم خطا امشب
هر شب صدای پای تو می امد از هر چیز
حتی ز برگی هم نمی اید صدا امشب
امشب ز پشت ابر ها بیرون نیامد ماه
بشکن فلق را ماه من بیرون بیا امشب
گشتم تمامکوچه ها را یک نفر هم نیست
شاید که بخشیدند دنیا را به ما امشب
ای ماجرای شعر و شبهای جنون من
اخر چگونه سر کنم بی ماجرا امشب؟؟؟؟
اینم برای (تو)بود.دوست دارم![]()
![]()
![]()
اسمم ساناز.۱۷ سالمه به فاطمه خیلی وابستم.انقدر
که اصلا نمیتونیم دوری همو بتحملیم.واسه همین تصمیم گرفتیم
یه وبلاگ بسازیم.تا یه کم از حرفای دلمونو توش بنویسیم.
اینم یه
ماچ برای شما که خیلی دوستون دارم.(وایسا وایسا صبر کن بذار من خودشو معرفی کنه)
من:
اسمم فاطمه.۱۸ سالمه.مثلا دارم برای کنکور درس
می خونم انگار نه انگار.تابستونم میخواستم درس بخونم ولی
مثل اینکه به ما درس خوندن نیمده.دیگه نمیدونم چی بگم اااااااه
ادامه مطلب

